خاطرات اردشير خاضع اله آبادی

اشاره:                                                                                                               

اردشير پورخدارحم پورمرزبان ، با تخلص شعري «خاضع» ،در حدود سال 1280خورشيدي درروستاي اله آباد رستاق در نزديكي شهريزد زاده شد.

پس از پايان تحصيلات ابتدايي دردبستان گودرزي ، به كار كشاورزي پرداخت .چون طبعي روان داشت استاد بمان آموزگار دبستان ، اورا به سرودن شعر تشويق كرد وتخلص«خاضع» به اوداد.

«خاضع» در سال 1306خورشيدي براي نخستين بار به هندوستان رفت ودر بمبئي به كار مشغول شد وجلد اول ديوان خودرا در همان شهر چاپ ومنتشر ساخت .اودرسال 1310خورشيدي كتابفروشي وانتشارات خاضع را درشهر بمبئي بنياد نهاد وبه انتشار وپخش كتاب ها ونشريه هاي فارسي زبان در هند پرداخت ونمايندگي بسياري از مجله هاي فارسي در هند را برعهده گرفت .اودرشناساندن فرهنگ وادب ايران به مردم هند كوششي به سزا كرد وچندين كتاب  ديني ، ادبي و...را به فارسي درآنجا منتشر ساخت.

در سال 1314خورشيدي ساختمان دبستان دخترانه اي را پايه ريزي كرد وبراي ساخت آن وتهیه هزينه آموزگارآن به جمع آوري خيرات پرداخت، ولي چون كافي نبود از اين رو  به روانشاد«شاهپورفريدون اله آبادي» ساكن كلكته رفت واو تمام مخارج دبستان را به عهده گرفت ودبستان در سال 1316خورشيدي آماده پذيرش نوآموزان شد.

ازآثاراو:ديوان خاضع كه با مقدمه دكتر فرهادآباداني درهند منتشرشد.يزدگرد نامه منظوم ، رباعيات خاضع ، تاريخچه اله آبادرستاق ، اشك مادر ونامه گذشتگان ،تذكره سخنوران يزد كه با پيشگفتار استاد سعيد نفيسي وديباچه دكتر محمد دبير سياقي در بمبئي به چاپ رسيده است.

روانشاد استاد سعيد نفيسي در پيش گفتار اين كتاب مي نويسد : «آقاي اردشير خاضع كه از خدمت گزاران بسيار پرشور وپركار ودلسوز ادب فارسي در هندوستان است وخود شاعر واديب به شمار مي رود، در جزو كارهاي بسيار سودمندي كه كرده است ،گردآوردن اين كتاب در احوال وزبده اشعار سرايندگان يزد زادگاه اوست كه با روش پسنديده اي در چاپخانه معروف حيدرآباددكن به طبع آن اقدام كرده اند»

از مشهورترين آثاراو ، كتاب خاطرات اوست كه اين كتاب نيزمانند همه کتابهایش در بمبئي و تنها يك بار چاپ شد. چاپ دوباره اين خاطرات درهفته نامه«امرداد» زنده كننده ياد خاضع ويادآور زندگي زرتشتيان دريزد شده است.

اميد كه خواندن اين خاطرات ، هريك از مارا به فكر نوشتن خاطرات مان بيندازد.      



عريضه وکلاي انجمن پارسيان هندوستان به ناصرالدين شاه

                                                   برگرفته از مجله "ايران نامه"

 

قُربان خاکپاي گوهر آساي اقدست گرديم.

چون به اقتضاي اين فرخنده روزگار پادشاهان هر کشور را کوشش در ترقي و آسودگي رعايا و برايا است... شهنشاه دارا دستگاه که جان جهانيان برخي در بود خجسته نمودش باد بيش از همه کشورداران از پرتو روشن دل آگاه در آبادي ايران و تربيت زيردستان کوشش فرمودند چنانکه بزرگ دبيرستان دارالفنون و کاخ هاي شاهي و تلگراف ها و پست خانه ها و ساختن پله ها و راه ها و ديگر چيزها که بنا نهاده همّت آن خسرو والانژادند گواهند براينکه همايون اراده اقدس شهرياري پيوسته متعلق به آسايش بندگان خدا است بنابراين در سفر اوّل که موکب همايون شهرياري عازم فرنگستان بود در لندن به ملاحظه هم کيشي شرحي در خصوص مراتب مظلوميت زردشتيان ساکن ايران و تعدّياتي که برآنها وارد مي آيد به خاکپاي اقدس همايوني معروض داشتيم و وعده فرمودند که پس از مراجعت از فرنگستان توجّهي و مرحمتي در اصلاح آنها خواهند فرمود و بدين موجب کمال اميدواري و اطمينان براي اين بندگان حاصل شد وليکن چون شش سال قبل رجب نام يزدي که از مشاهير الواط آنجا است به تحريک بعضي رشيد يزدي را بکشت و با اينکه چندين مراتب در مقام دادخواهي به خاکپاي اقدس اعلي حضرت ظلّ آلهي عارض شدند و به اولياي دولت ابدآيت متوسّل گشتند نوعي که شايسته مقام رعيّت داري است دادرسي نشده قاتل مزبور به سياست نرسيد لهذا اشرارجري شدند و بيش ازپيش به اذيّت و آزار اين طايفه اقدام کردند و از قراري که مسموع مي شود نوعي عموم زردشتيان آن سامان مورد صدمه و اذيّت هستند که شرح آن در اين عريضه نمي گنجد و حال آنکه اين وقايع دلالت کلّي بر وحشي گري و بي تربيتي ايرانيان دارد و ابداً با قواعد انسانيت و مدنيت موافقت نمي کند.