دستور دکتر داراب پشوتن سنجانا
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت
شمس العلما دستور دکتر داراب پشوتن سنجانا [SANJANA, shams ul ulama.dr.dastur Darab Peshotan] دومین فرزند دستور پشوتن بهرام سنجانای نام آور؛در هجدهم نوامبر1857م در شهر بمبئی هندوستان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بمبئی گذراند و سرانجام در سال 1880م دانشنامه خود را از دانشگاه انگلیسی(Elfinston) با رتبهای ممتاز دریافت کرد.در دوران تحصیل، بهواسطه نبوغ بسیار و پیشرفت سریع در فراگیری زبانهای باستانی [اوستایی،پهلوی،ساسنکریت] موفق به اخذ یک مدال طلا و نشان لیاقت میشود. همزمان با پژوهش در نسک باستانی به فراگیری زبانهای فرانسه و آلمانی نیز همت می گمارد که مایه تتبعات و پژوهشهای سودمندی در آینده او میشود.
دو سال پس از فارغ التحصیلی، دانشگاه دولتی بمبئی دستور داراب سنجانا را با سمت استاد کرسی زبان پارسی به عضویت هیت علمی خود میپذیرد که همکاری دستور داراب با آن دانشگاه تا پایان عمر ادامه مییابد. مقارن همین دوران است[سوم نوامبر1882م] که انتشار پژوهشهای دینی ایشان با درج نوشتاری تحت عنوان «دکترین اوستا درباره ارتباط جسم و روح بشر» در روزنامهی «بمبئی گازت» آغاز میشود.
در سال 1885م نخستین ترجمه خویش یعنی«تمدن ایرانیان خاوری در عصر اوستا» را که مشتمل بر مجموعه یادداشتهای دکتر ویلهلم گیگر و پروفسور اشپیگل است را از آلمانی به انگلیسی برگردانده و منتشر میسازد. سپس نوبت به یکی از مهمترین آثار وی، کتابی تحت عنوان «اظهارات بی دلیل پیرامون ازدواجهای نسبی در ایران باستان» میرسد که به سال 1888م انتشار مییابد(١).در نگارش این کتاب دستور دکتر داراب سنجانا با کوشش و کیاستی ستودنی، مفاهیم خاص متنهای اوستایی و پهلوی را در این مورد به جلوه در میآورد. چهار سال بعد به سال 1892م دستور داراب مقالهای بلند بالا و بیسابقه تحت عنوان «وضع زنان زرتشتی در روزگاران دور» را به رشتهی تحریر در میآورد. نوشتاری که ناگه نگارنده تا امروز ارزش تحقیقی و علمی خویش را از دست نداده و هنوز بوی تازگی میدهد.
در سال 1894م دستور داراب برای گشودن راههای مؤثرتر در خواندن و ترجمهی متون پهلوی دست به انتشار رونوشتی عکس برداری شده از متون پهلوی به انضمام یک معرفی نامه جامع، شامل مقابله نسخه فوق با نسخه های ایرانی میزند، این مجموعه تحت عنوان «موجودیت متون پهلوی،مکمل نیرنگستان» بوسیله شعبه بمبئی «موسسه سلطنتی آسیایی»[1894 – 1914] به چاپ می رسد.طی دو سال بعد متن های پهلوی «مینوی خرد»،«زند وندیداد» و «کارنامه اردشیر بابکان»[1896م] را مشتمل بر اصل متن، معرفی،یادداشتهای انتقادی،واژه شناسی و ضمینه ای بر تاریخ این نسک بوسیله ی دستور داراب با ترجمه به دو زبان انگلیسی و آلمانی آراسته و منتشر می شوند(٢).
سپس نوبت به ترجمه چند اثر دیگر از دکتر ویلهلم گیگر و پروفسور ویندشمن،دانشمندان خاور شناس آلمانی می رسد که دستور دکتر داراب سنجانا آنها را در مجموعه ای تحت عنوان «زرتشت در گاتها» به همراه ضمیمه ای درباره «نامه تنسر به گشنسب» و اظهار عقیده هایی پیرامون نظریه جیمز دارمستتر درباره ی نامه ی فوق و نیز زمان اوستا در لایپزیک به زبان آلمانی به چاپ می رساند.
اما نام آورترین اثر دستور سنجانا که تا ابد در خاطر پژوهشگران و دانشجویان زبان پهلوی پایدار خواهد ماند،ترجمه و انتشار جلد دهم تا نوزدهم کتاب بزرگ «دین کرد» است. اندیشه ی ترجمه این اثر حجیم و گسترده زمانی در وی ایجاد شد که با مساعی پدر دانشمندش[دستور پشوتن] جلد پنجم دینکرد را که پدر از پهلوی به گجراتی برگردانده بود در سال 1888م از گجراتی به انگلیسی ترجمه کرد.پس از درگذشت پدر در سال 1898م دستور داراب کتاب نهم دینکرد را هم به انگلیسی ترجمه کرد،سپس نوبت به کار اصلی یعنی ترجمه کتاب های دهم تا نوزدهم از پهلوی به انگلیسی رسید این دوره نزدیک به بیست و یک سال به طول می انجامد،کاوش صبورانه و کار مشقت بار بر روی پیچیده ترین متن پهلوی که از فرهنگ ایران باستان بجای مانده است.متنی پُر شور که در مقام مقایسه،تفسیر آن هنوز بسیار شاق است(٣).بیماری که دستور داراب در سالهای آخر عمر با آن دست به گریبان بود،ایشان را از اینکه نتواند این کار شگرف را به انجام برساند غرق در تألم می ساخت ولی سرانجام در سال 1928م با چاپ آخرین جلد کتاب دینکرد خشنودی فراوانی حاصل نموده،اثری پدید آمد بس عظیم که حاصل پنجاه و چهار سال(1874_1928) عمر مفید پدر و پسری دانشمند و فرزانه بود.از دیگر آثار دستور داراب می توان به برگردان متن پهلوی«ائوگمدچا»[لندن 1925م]، «زرتشت و گشتاسب» ، «هنر ایرانیان» ، «زرتشت و تعالیم او از منظرگاه متون باستانی» ، «الفبای ایرانی» ، «سیاوخش و سودابه» ، «gootema در اوستا»[لایپزیک 1898م] اشاره کرد.
چنین فداکاری و از خودگذشتگی که با عمری کند و کاو و پژوهش عجین بود،بی اجر و سپاس باقی نماند.دستور داراب در سال 1888م به عضویت «مجمع امین صلح» انتخاب گردید.در سال 1892م به هموندی «انجمن سلطنتی آسیایی بریتانیا و ایرلند» پذیرفته شد.در سال 1898م به مقام شامخ دستور بزرگی[موبد موبدان] پارسیان بمبئی مفتخر گردید.در سال 1899م دولت فخیمه هند به پاس سالها پژوهش و دانشورزی،دستور دکتر داراب سنجانا را به لقب شمس العلما[خورشید دانش] که عالی ترین مقام علمی در کشور هندوستان است مفتخر و از او رسما" قدر دانی نمود.
این قدردانی ها منحصر به جامعه هند نبود بلکه کانون های ایرانشناسی در اروپا و آمریکا نیز از وی تجلیل و قدردانی بی مانندی بعمل آوردند،در سال 1925م یک جلد کتاب یادنامه به افتخار وی در اروپا منتشر گردید در این کتاب برجسته ترین دانشمندان خاورشناس آن روزگار برای نشان دادن احترام خود به خدمات شایسته دستور داراب به زبان های پهلوی و اوستایی،با شرکت خویش در به ثمر رسیدن این کتاب از او تجلیل بعمل آوردند.سرانجام دانشگاه ماربورگ[university of Marburg] وی را با اعطای درجه دکترا[ph.d] در رشته ی فلسفه مفتخر ساخت.
شمس العلما دستور دکتر داراب پشوتن سنجانا همیشه در بهره دادن به اعضای جامعه زرتشتیان از تحصیلات و تحقیقات عمیق خود از اندیشه های اشو زرتشت آماده و کوشا بود و همواره می کوشید تا شوق و علاقه پژوهش در زبان پهلوی و اوستایی در میان جامعه گسترش یابد.سر انجام در تاریخ 15اوت1931 طومار یک چنین زندگی بزرگ، فعالانه و مفیدی در هم نوردیده شد و دستور دانشمند در سن 83 سالگی در بمبئی چشم از گیتی فرو بست.
فیلسوف بزرگ پارسی،شادروان دستور دکتر ایرج جهانگیر تاراپوروالا به یاد درگذشت ایشان مینویسد:«دوره زندگانی پربار دستور داراب به سالها زحمت در راه شناخت و شکافتن رُموز «MMS»[=نسک خطی پهلوی] گذشت،متن هایی که نیازمند دقت فراوان در تشریح،استخراج و ویراستاری هستند.ایشان در پی خویش آثاری به جای گزاردند که بهترین گواه خستگی ناپذیری و اشتیاق بی پایان وی نسبت به ترویج پژوهش زبان پهلوی است.آثار وی که با عمری پژوهش بوجود آمد؛برای نسل های آینده هم چون یک یادگار تاریخی باقی خواهد ماند و نام درخشان او را به عنوان یک دانشمند بزرگ زبان و ادبیات پهلوی و یک دستور بزرگوار جاودان خواهد ساخت...[بمبئی ،16آوریل1932]»
منبع: فصلی از کتاب چاپ نشده ای از نگارنده تحت عنوان «نگاهی نو به فرزانگان زرتشتی».
پی نوشت:
١: یک سال پیش ارائه این کتاب ، در سال 1887م دستور داراب چکیده ای از این کتاب را در قالب رسالهای بنام اتهام پیروی ایرانیان باستان از زناشویی با محارم عرضه و آن را در انجمن سلطنتی آسیایی شعبه بمبئی خواند. در پایان جلسه فرنشين نام آور آن انجمن «دکتر وست» چنین گفت:«گمان نمی رود کسی بهتر از ایشان می توانست با چنین علاقهمندی و روحیه قوی و با ارائه دلایل قانع کننده و شواهد تاریخی و علمی این عمل را انجام دهد».
٢: کارنامه اردشیربابکان در سال 1896م بوسیله ی دستور داراب به زبانهای انگلیسی و گجراتی برگردانیده شده است.
٣: هم اکنون در ایران دکتر فریدون فضیلت بهگونهي شبانهروزی بیش 15 سال است که عمر شریف خویش را صرف کاوش و ترجمه این متن بزرگ کرده است و گويا که این پروژه تا 10 سال دیگر نیز به درازا انجامد…
بهرام سهرابي عكاس هنرمند

پس از تكميل دوره هاي تحصيلي قبل از كالج ، در يكي از كالجهاي معروف بمبئي به مدت سه سال به فراگيري دندانپزشكي مشغول مي شود ، ولي از آنجا كه هميشه ”سببي“ كوچك سرنوشتهاي ”بزرگ“ را تغيير مي دهد، روزي براي گرفتن عكس براي يكي از مدارك تحصيلي خود به عكاسخانه اي معروف مي رود. و از آنجا كه روح كنجكاو و مشتاق به آموزشش در پي يادگيري تازه هاي هنر بوده است، شيفته كار و هنر عكاسي مي شود و بناگاه تصميم مي گيرد وارد رشته عكاسي شود . دندانپزشكي را كنار گذاشته و چون مي خواسته هنر ظريف عكاسي را از راهي صحيح و علمي فراگيرد ، مدت چهار سال اين هنر را در كلاس عكاسي ”استاد بهرام جي والا“ ياد مي گيرد و هفت سال نيز نزد استادش به كار عكاسي مشغول مي شود. ولي عاقبت عشق به يار و ديار و وطن پس از 14 سال دوري با گنجينه اي از هنر و زبان و دانش، وي را به موطن خود ”كرمان“ بازمي گرداند و پس از ازدواج با نامزد وفادارش ”طوطي خداداد نيكدين“ به كار و هنر عكاسي در استان كرمان مي پردازد
بهرام سهرابي طي سالها ، نخستين و تنها عكاس كرمان و چند استان ديگر بود و چه بسا كه براي تهيه عكس هاي عروسي در مراسم مختلف از شهري به شهر ديگر و از استاني به استان ديگر مي رفت. او هنر ظريفش را بسيار خوب و طبيعي به مشتاقانش عرضه مي نمود و بدون اغراق هر فرد كرماني چندين عكس با نوشته زيباي ”عكاسخانه بهرام سهرابي“ را در آلبوم خود به يادگار دارد. او مهارتي خاص در رنگ آميزي و نقاشي بسيار زيباي رنگي عكس هاي سياه و سفيد داشت و در آن زمان كه هيچ از فيلمهاي رنگي نشاني نبود عكس هاي نامزدي و عروسي و غيره را به قدري با مهارت و به شيوه اي علمي و جالب رنگ آميزي و نقاشي مي كرد كه هيچ گونه تفاوتي بين اين نقاشي ها و فيلم هاي رنگي اين زمان ندارد كه بنا به گفته صاحبان آنها هنوز هم پس از طي سالها ، زيبا و بدون تغيير بجاي مانده است
او نه تنها عكاس قابلي بود بلكه نويسنده ، نقاش و خطاط ماهري نيز بود. به همين جهت با نقاشي و عكاسي و خطاطي ، تابلوهاي بس بديع بر جاي مي گذاشت . او نه تنها عكاس بزرگان و شخصيت هاي برجسته زمان خود بود، بلكه با هنر نقاشي پيكره بسياري از آنان را خيلي طبيعي بر روي كاغذ آورده است. كتاب هاي درسي بسياري را با انشاء و خط زيبايي نوشته كه داراي نقاشي هاي رنگي بسيار جالبي است كه در كتابخانه خانوادگي وي موجود است. او نه تنها به نويسندگي علاقه داشت بلكه عاشق و شيفته خواندن كتاب و روزنامه بود، شايد تنها سرگرمي وي پس از ساعتها كار ، مطالعه بود . و شايد به دليل همين مطالعه و كسب كمال هميشگي بود كه بيش از زمان خود مي دانست
او علاوه بر همه آنچه كه داشت به زبان هاي انگليسي و گجراتي تسلطي كامل داشت و نه تنها نقاش و خطاط و عكاسي هنرمند و تحصيلكرده بود بلكه قلبي رئوف و بشردوست داشت، و با بياني گرم و روحيه اي خيرخواهانه همواره مشكل گشاي دردهاي روحي و خانوادگي بسياري از خانواده هاي كرماني بود و تا آنجا كه مقدور بود از نظر مادي و معنوي بويژه جوانان را دلشاد مي نمود، او در شهر كرمان دوستان بسياري داشت و كلام گرم و قلب مهربانش در دل همه جاي داشت
در سالهاي آخر عمر به هنر عينك سازي هم راه برد و در عكاسخانه معروف خود ماشين شيشه بري عينك را نيز اضافه كرد
افسوس كه عمرش كفاف چنداني نداشت و در 28 بهمن 1338 خورشيدي پس از طي يك دوره بيماري از جمع عزيزان و يارانش دور شد ، اما نام خود را به عنوان اولين عكاس و هنرمند كرماني براي هميشه در تاريخ هنر ثبت كرد
کوتاه سحنی در باره گاه شماری های خورشیدی بویژه گاه شمار دینی
1— دوران بدور محور شمال/جنوبی وایجاد یک شب ویک روز 24 ساعته , که 1ساعت =60 دقیقه و 1دقیفه =60 ثانیه . (حرکت وضعی)
2— دوران بدورخورشید بمدت 365 روزو5 ساعت و48 دقیقه و46 ثانیه , با کمبود 11دقیقه و14 ثانیه درهر سال 365 روز و6 ساعته , (حرکت انتقالی)
گاه شمار دینی کنونی زرتشتیان که حاصل ژرف نگری بینشمندانه پیشینیان با فرهنگمان در دانش و ستاره شناسی است دارای 12 ماه 30 روزه که هرروزآن بنام یکی ازامشاسپندان ( فروزه های اهورایی ) وایزدان جاویدان نام گذاری شده که نام هرماه همنام با نام یکی ازاینروزهاست مانند روز مهردرماه مهر, یا مهرروزومهرماه . به اضافه 5 روز بنام پنجه که هر روزآنهم نام یکی از بخش های گات ها ( سرودهای هندیشه بر انگیز ) رادارد . شگفت اینکه درآن زمان کهن و بسیار دورایرانیان کبیسه را نیزمیدانستند وهر120سال یک ماه اضافی برای آن در نظر می گرفتند یعنی سال 121 اُم دردوره 120 ساله 13 ماه داشت , دو فروردین ماه 30 روزه با آنهمه جشن وسرور! . وبیجا نیست که آنان برای خویشان ,دوستان ونیکان روزگارخود آرزوی 120 ساله شدن را داشتند یعنی دو فروردین , دونوروز ودوجشن زایش .
پس ازیورش قوم وحشی تازی به این مرزوبوم که با تاخت وتاز, فتل وغارت , جوروستم ,.. همراه بود میبایستی فتوای "یا پذیرش عرب شدن , یا پذیرش پرداخت جزییه , ویا پذیرش کشته شدن با شمشیر" آن هم ازقومی بیابانگردی که حتی ساختن شمشیر رانمیداتستند درمقایسه با قوم با فرهنگ با شکوهی که رهبر دینی آنها که هرگز"نه کشت ونه دستوربه کشت داد".. .بپذیرند , کسانی بهردلیل خواسته های آنان را پذیرا شدندو کسانی هم ماندند یه ظاهر پذیرای پرداخت جزییه شدند ولی در باطن فرهنگ جاویدان خویش رادرسینه نسل به نسل نگهداشتند وکسانی هم برای باورشان جان دادند دراین میان تعدادی هم که توانایی سفر ونا آگاه از عواقب آن نازنین دیار خویش را ترک و به امید پیروزی ویادگار ماندن باور وآیین شان رنج سفر را برخود همواروایران همیشه جاویدان راترک وسختی کوچ ودست وپنجه نرم کردن بامشگلات دربلاد بیگانه رابجان پذیرا وعازم دیار ناشناخته ونشنیده ونه انگاریده شدند که درنهایت وارد شهرهای گوناگون هندوستان شدند که هم اکنون چون نگین انگشتری بر تارک کشورهند وفرهنگ چندین ساله آن فقط با یاد وخاطره گذشته خوش ایران جاویدان شدند وبنام پارسیان هند هنوزسرمشق و زبانزد خواص و عامند , والحق ولانصاف که گل کاشتند بارک الهه به این تیک اندیشی و نیک رفتاری وسر افرازی! .
ایرانیانی که در دیار اهورایی خود ماندند , پس از 580 سال , کم کم کبیسه انگاری120 ساله را فراموش کردند , 120 سال بعد هم پارسیان هند گاه شماری یزدگردی بدون کبیسه را بگزیدندکه هنوز هم بدان پایبندند . نتیجه این شده که گاه شماری یزدگری هر 4سال 1 روز از گاه شمار درست رسمی ایران پیشی گرفته و درنتیجه امسال ,1384 خورشیدی , نوروز در گاه شماری قدیمی یزدگردی که پارسیان هند بکار میبرند برابر با روز اورمزد و شهریور ماه جدید فصلی , 27 اُم امرداد ماه برابربا "18 آگست" 4 ماه و11 روزاز گاه شمار رسمی پیشی گرفته است .
900سال پیش فیلسوف بزرگ آنزمان خوارزمی المجوسی (مجوس بمعنی زرتشتی ) وحکیم عمر خیام (427 -510 خ) ,ریاضیدان , منجم , شاعر ,..ایرانی دریافتند که دقیقا یک سال خورشیدی 365 روز و 5ساعت و 48 دقیقه و 46ثانیه میباشد که یکصد آفرین به این همه هوش ودقت !! و همچنین با مشاهدات بسیا ر دقیق نجومی خود سالهای کبیسه رادر رابطه ساده ریاضی مشخص کردند . بعبارت دیگر در هر دوره 33 ساله , 7 کبیسه 4ساله , یک کبیسه 5ساله هم خواهد بود , که درجهان امروزی یکی از دقیق ترین سالنمای خورشیدی میباشد .امروزه درهمه گاه شماری های خورشیدی معتبرجهان یک سال را365 روز و6ساعت درنظر میگیرند ( 3سال 365 روز وسال چهارم , بنام کبیسه را 366 روز ) . اضافه براین بامشاهدات دقیق نجومی دریافتتد که بین زمان اعتدال بهاری , دراول بهار, شب وروزباهم برابرند واعتدال پاییزی ( باز برابری شب وروزدراول پاییز , 186 روز که اگرآنرا به 6ماه بخش کنند هر ماه 31 روز خواهد شد و 5ماه بعدی هریک30 روز وماه پایانی 29روز , درسال کبیسه این ماه30روزه خواهد بودََََََََََََََََََََََََََََََََََ .
درسال 1304 خورشیدی برابربا 1925 میلادی , مجلس شورای ملی ایران بنا به پیشنهاد ارباب کیخسرو شاهرخ این گاهشماری خورشیدی کبیسه دار را بنام تقویم رسمی ایران پذیرفت ! .
درسال 1349 خورشیدی روانشاد موبداردشیر آذرگشسب بزرگ موبد جامعه زرتشتیان ایران باهمکاری منجم نامی ایران واستاد دانشگاه , روانشاد ذبیح بهروزسالنمای دینی کنونی زرتشتیان رابصورت دوازده ماه سی روزه به اضافه یک پنجه 5 روزه رابرای 3سال پیاپی وسال چهارم را 365 روز ویک پنجه 6روزه , ششمین روز بنام "اورداد" را برای همه زرتشتیان جهان پیشنهاد نمودند که زرتشتیان ایران با شادمانی آن راپذیرا شدند ولی مشگلشان این بود که برابری گاهشماری قدیمی ,یزدگردی , با گاه شمارجدید ,فصلی , رانمی دانستند. از اینرواین وظیفه بمن داده شد ( در آنزمان من افتخار همکاری با موبد آذرگشسب درشرکت ملی نفت ایران را داشتم , ایشان درفسمت سفارشا ت خارجی ومن در سازمان مهندسی بودیم ) , دراین زمینه جدولی که نشانگر همخوانی دوگاه شمار وروش تبدیل قدیمی یزدگردی به فصلی بود تهییه ودردسترس همگان قرارگرفت که بازنگری شده آن را دراینجا می بینید .
بیجا نیست اگر به اطلاعات لازم زیررا نیزبدانید .
1 – سال دینی زرتشتیان => سال میلادی + 1738 و => سال رسمی + 2359 .
2 -- سال میلادی => سال رسمی ایرانی + 621 و => سال یزدگردی + 631
3 -- سال رسمی => سال یزدگردی + 10 ویا سال یزدگردی => 10 – سال رسمی
4 – سال شاهنشاهی ( کورش بزرگ ) => سال رسمی + 2500 و=> سال میلادی +559 .
5 -- سال رسمی => 24/365 4 ( 45/354 3 سال قمری ) .
6 – سال قمری => 45/454 4 ( 24/365 3سال رسمی ) .
7 -- سالی , رسمی , کبیسه میباشد که اگرآنرا بر عدد 33 بخش کنند بافیمانده آن یکی از اعداد : 1 , 5 , 9 , 13 , 17 , 22 , 26 , ویا عدد 30 باشد .
لازم بیادآوریست که درزمان های پیشین رسم بر این بوده تا موقوفات , مراسم , جشن ها , زایش ها , درگذشت ها,.. را به تاریخ دینی بصورت نوشته ویا حتا بر روی ظروف فلزی حک میکردند که اکنون میتوان تاریخ درست آنها , به روز , را ازروی همین جدول دانست .
همیشه تندرست , شاد و پویا باشید .
M.Khosraviani
روش تبدیل گاه شماری دینی , قدیمی ( یزدگردی ) به جدید ( فصلی )
|
ردیف |
از سال...تا سال.. |
نوروز جدید |
روز وماه قدیمی |
نوروز فدیمی |
روز وماه جدید |
|
1 |
1301– 1304 |
اورمزد وفروردین |
گوش ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
دی/دین ایزد وامرداد ماه (23/5) |
|
2 |
1305– 1309 |
اورمزد وفروردین |
دی/مهرایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
باد ایزد وامرداد ماه (22/5) |
|
3 |
1310– 1313 |
اورمزد وفروردین |
مهر ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
رام ایزد وامرداد ماه (21/5) |
|
4 |
1314– 1317 |
اورمزد وفروردین |
سروش ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
ورهرام ایزد وامرداد ماه (20/5) |
|
5 |
1318- 1321 |
اورمزد وفروردین |
رشن ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
فرورین ایزد وامرداد ماه (19/5) |
|
6 |
1322– 1325 |
اورمزد وفروردین |
فروردین ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
رشن ایزد وامرداد ماه (18/5) |
|
7 |
1326– 1329 |
اورمزد وفروردین |
ورهرام ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
سروش ایزد وامرداد ماه (17/5) |
|
8 |
1330–1333 |
اورمزد وفروردین |
رام ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
مهر ایزد وامرداد ماه (16/5) |
|
9 |
1334– 1337 |
اورمزد وفروردین |
باد ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
دی/مهرایزد وامرداد ماه (15/5) |
|
10 |
1338– 1342 |
اورمزد وفروردین |
دی/دین ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
گوش ایزد وامرداد ماه (14/5) |
|
11 |
1343- 1346 |
اورمزد وفروردین |
دین ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
تیر ایزد وامرداد ماه (13/5) |
|
12 |
1347– 1350 |
اورمزد وفروردین |
ارد ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
ماه ایزد وامرداد ماه (12/5) |
|
13 |
1351--1354 |
اورمزد وفروردین |
اشتاد ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
خیر ایزد وامرداد ماه (11/5) |
|
14 |
1355– 1358 |
اورمزد وفروردین |
آسمان ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
آبان ایزد وامرداد ماه (10/5) |
|
15 |
1359– 1362 |
اورمزد وفروردین |
زامیاد ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
آذر ایزد وامرداد ماه (9/5) |
|
16 |
1363– 1366 |
اورمزد وفروردین |
مانترسپند ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
دی/آذر ایزد وامرداد ماه (8/5) |
|
17 |
1367– 1370 |
اورمزد وفروردین |
اتارام ایزد وآبان ماه |
اورمزد وفروردین |
امرداد وامرداد ماه (7/5) |
|
18 |
1371– 1375 |
اورمزد وفروردین |
اورمزد و آذر ماه |
اورمزد وفروردین |
خورداد وامرداد ماه (6/5) |
|
19 |
1376- 1379 |
اورمزد وفروردین |
وهمن و آذر ماه |
اورمزد وفروردین |
سپندارمزد وامرداد ماه (5/5) |
|
20 |
1380– 1383 |
اورمزد وفروردین |
اردیبهشت و آذر ماه |
اورمزد وفروردین |
شهریوروامرداد ماه (4/5) |
|
21 |
1384– 1387 |
اورمزد وفروردین |
شهریور و آذر ماه |
اورمزد وفروردین |
اردیبهشت وامرداد ماه (3/5) |
|
22 |
1388– 1391 |
اورمزد وفروردین |
سپندارمزد و آذر ماه |
اورمزد وفروردین |
وهمن وامرداد ماه (2/5) |
|
23 |
1392-- 1395 |
اورمزد وفروردین |
خورداد و آذر ماه |
اورمزد وفروردین |
اورمزد وامرداد ماه (1/5) |
|
24 |
1396-- 1399 |
اورمزد وفروردین |
امرداد و آذر ماه |
اورمزد وفروردین |
انارام ایزد و تیرماه (30/4) |
چگونگی تهیه این جدول : درتاریخی که این جدول درست شد , نوروزدرآن سال ,1350 خورشیدی , به روزاورمزد وقروردین ماه جدید , برابر بود با روز"اَرد ایزد" وآبان ماه فدیمی , و بادانستن اینکه روزهای گاه شماریهای دینی که سال کبیسه ندارند برای هرسال کبیسه , 4 سال پیاپی , یک روز به جلو میروند وبرای هرکبیسه در 4 سال گذشته , یکروز عقب ترند, روزو ماهایهای ستون جهارم برهمین استدلال درست شده .
اکنون برای تبدیل روزوماه های قدیمی به روزوماه های جدید درهر سالی که مورد نظر باشد به شیوه زیررفتار میکنیم :
نمونه 1 : تبدیل روز ماه ایزد واردیبهشت ماه فدیمی ( 12/2 ) به روز وماه جدید درسال 1339 رسمی ؟
در ردیف شماره 10, سال1339 , اورمزد وفروردین ماه قدیمی => گوش ایزد وامرداد ماه جدید یا بصورتی که تاریخ را بصورت عددی نشان میدهند یعنی ( 1/1 => 14/5 ) , 11 روز بعد ازاین تاریخ :
( 12/1 => 25/5 ) یا ماه ایزد وفروردین ماه => اَرد ایزد واَمرداد ماه و 1 ماه بعد :
(12/2 => 25/ 6 ) یا روز ماه ایزد واردیبهشت ماه قدیمی => اَرد ایزد وشهریور ماه جدید ! !
نمونه 2 : تبدیل روز مهر ایزد و دی ماه قدیمی (16/10 ) به روز و ماه جدید در سال 1349 ؟
در ردیف شماره 12 می بینیم که اورمزد و فروردین ماه قدیمی => روز ماه ایزد و امرداد ماه جدید یا
(1/1 => 12/5 ) , که 15 روز بعد :
( 16/1 => 27 /5 ) یا روز مهرایزد وفروردین ماه => روز آسمان ایزد و امردااد ماه که 9ماه بعد :
(16/10 => 27 / 14 ) , ولی 14ماه یعنی 1سال و2ماه , یا (16/10 => 28 /2 , یک سال بعد در گاه شمار جدید ) یعنی ( روزمهرایزد ودیماه => روزآسمان ایزد و اردیبهشت ماه ) اگر 5 روز کبیسه سال جدید , رسمی , را از آن کسر کنیم آنوقت : روز مهرایزد و دیماه قدیمی => روز باد ایزد و اردیبهشت ماه جدید .
لازم به یادآوری است که درزمان کهن رسم بر این بوده تا تاریخ های مهم ( زایش ها , درگذشت ها , موقوفات ,.. را بر روی ظروف فلزی حک میکردند که با دانستن روش کاربرد این جدول قادر به تعیین تاریخ درست دینی و رسمی آنها خواهند بود .
همیشه تندرست , پیروز , پویا و کامروا بمانید .
سر چمشه : مهندس ماشالا خسرویانی مهرایزد ومهرماه ۱۳۸۸ www.mjshj.blogfa. com
به یاد 5 امین سل در گذشت بهشتی روان سرتیپ موبد جهانگیر اشیدری
در سال 1320 خورشيدي وارد خدمت نظاموظيفه شد و پس از پايان دوره اجباري در سال 1323 با درجه ستوان يكمي به استخدام ارتش (نيروي زميني) درآمد. در تاريخ 20/9/1345 خورشيدي به درجه سرتيپي سرافراز شد. آخرين سمت وي در نيروي زميني ارتش، رياست اداره دامپزشكي و كنترل مواد غذايي آن نيرو بود. تيمسار دكتر اشيدري در سال 1351 خورشيدي بازنشسته ارتش شد
پس از بازنشستگي وارد حيطه تخصصي دين زرتشتي ميشود و با آموختن علوم ديني زيرنظر استاداني چون موبد اردشير آذرگشسب، موبد فيروز آذرگشسب و موبد رستم شهزادي و همچنين آموختن ديندبيره (خط ديني زرتشتيان) و چگونگي اجراي آيينهاي ديني نزد موبد هرمزديار خورشيديان سرانجام در سال 1360 از سوي انجمن موبدان نوزوت شده و به درجه موبدي ميرسد
همكاري با ماهنامه هوخت، چيستا، رنگينكمان و ساير مطبوعات و همچنين خدمت در انستيتو واكسن و سرمسازي رازي حصارك (وابسته به وزارت كشاورزي و منابع طبيعي) ، شركت در چند كنگره فني بينالمللي، دريافت نشان درجه 3 همايوني در سال 1355 خورشيدي از جمله فعاليتها و افتخارات وي ميباشد
موبد اشيدري چندين دوره هموند انجمن زرتشتيان تهران بود و پس از درگذشت روانشاد موبد رستم شهزادي به عنوان رئيس انجمن موبدان تهران برگزيده شد
موبد اشيدري يكي از بزرگترين پژوهشگران در مورد تاريخنگاري زرتشتيان بود. كتاب ((تاريخ پهلوي و زرتشتيان)) وي يكي از باارزشترين و در حقيقت مرجعي كمنظير در مورد تاريخ معاصر زرتشتيان است. از جمله تأليفات ديگر وي ميتوان به موارد زير اشاره نمود
دانشنامه مزديسنا- يادداشتهاي ارباب كيخسرو شاهرخ- اسب در فرهنگ ايران- نور، آتش، آتشكده در آيين زرتشت- تاريخچه دامپزشكي و نتايج هجدهمين كنگره بينالمللي دامپزشكي (در سه جلد). موبد جهانگير اشيدري در روز آدينه يكم آبانماه 1383 خورشيدي در بيمارستان مهر تهران درگذشت
روانش شاد و يادش گرامي و راهش پررهرو باد