دستور داراب پور دستور پهالن پور هيربد فريدون
دستور داراب پور دستور پهالن پور هيربد فريدون از دستوران دانشمند و شاعران زرتشتي مقيم نوساري از بخشهاي گجرات است كه در سال 1047 خورشيدي در نوساري زاده شد.
در پهلوي و پازند و پارسي و هندي و سانسكريت و نجوم و اصطرلاب استاد بود. نسبتش به دستور نريوسنگ معروف ميرسد كه اوستا را به سانسكريت ترجمه نمود.
دستور داراب در زير دست پدر خويش دستور پهالن، داراي محضر درس مذهبي و مرجع پرسشهاي خاص و عام به تحصيل علم و ادب پرداخت. دستور پهالن در دانش سرآمد همگان و از رمزهاي ديني مزديسنا و آيينهاي پيچيده آييني به خوبي آگاه بود. همهي موبدان در محضر درس او علوم ديني فراميگرفتند.
دستور داراب به سرپرستي چنين پدر و آموزگار مهربان تربيت يافت و در بين گروه مقام مهمي گرفت و به انجام خدمتهاي مذهبي كامروا شد. در شرح حال و ستايش استاد گويد:
كنون خواهم كه چندين نظم سازم دل و جان را از آن پر بزم سازم
به يمن همت استاد سامي بقوم موبدان مشهور و نامي
كه گان فضل و بحر علم باشد دل نقاد و گنج علم باشد
ز درياي محيط فضل او خلق بنوشيدند آب علم تا حلق
چه زند و فارسي چه پهلوي را نجوم و هم رمل هم هندوي را
ز پازند و ز تفسير اوستا هم از احكام چرخ و هم معما
جز اين علم دگر را اوستاد است در اين ايام داد علم داده است
بسي اعمال دين از وي روان شد بسي راز نهفته زو عيان شد
همه عمرش گذشته در يزشگاه يزش در روز و شب و نديد هر گاه
بهر شهري كه بهدينان مقيماند از او راز وه دين باز جويند
بسا كس از ردان شاگر اويند بسا موبد كه از وي راز جويند
وليالنعمتم دستور پالن بود پور فريدون بهين تن
مرا هم باب و هم استاد باشد بديدارم هميشه شاد باشد
بسياري از نوشتههاي خطي اوستا و پهلوي و كتابهاي ديني مزديسنا و غيره كه در كتابخانههاي هند و اروپا نگهداري ميشود به خط او نوشته شده . در يك نسخه به اسم “ديوان قاموس” شجرهي خود را چنين مينويسد:
“ دستورزاده داراب پور دستور پهالن پور فريدون پور هومجي پور موبد پور شاعر پور بهرام پور رستم” به قول دكتر مدي نقل از قول هيربد مانكجي رستم جي اونوالا يكي از گردآوران نامي نسخههاي خطي تقريبا سي نسخه خطي ونديداد به خط دستور داراب پهالن نوشته شده است.
ناگفته نماند همهي ونديدادهايي كه در نيايشگاهها خوانده ميشود خطي است. دستور داراب در يكي از ونديدادهاي خطي خويش كه در آتش بهرام نگهداري ميشود، به ناجي در بمبئي بالاي هر پر گردي (باب) يك بيت از اسم خويش را مينويسد.
در پايان ونديداد نامبرده تاريخ و اسم كاتب بدينشكل آمده :
ز شاه يزدگرد نيك اعمال هزار و شصت و سه بگذشته بد سال
نخستين روز بد از ماه خرداد كه شد ختم اين كتاب دين با داد
اگر جويند نام كاتب از من بود داراب بن دستور پهلن
ز نوك خامه گر رفتست سهوم بزرگان از كرم سازند عفوم
چو در دنياي فاني شد سرشتم براي يادگاري اين نبشتم
همچنين تاريخ منظوم فوق به زبانهاي پهلوي و خط پهلوي و پازند و به خط اوستايي و گجراتي نيز تاريخ و اسم نويسنده موجود است و حاكي است بر اينكه دستور داراب پهلوي را نيكو ميدانسته.
نوشتارهاي دستور داراب از اين قرار است :
خلاصه دين – فرضيات نامه – مناجات و معني زند اوستا ترجمه يسناي 9 و 10 به فارسي از روي ترجمه سانسكريت و پهلوي به خواهش برزو چندا بزرگ قصبه بهروچ در سال 1086 خورشيدي.
خلاصه دين داراي 754 بيت و در شهر سورت در سال 1059 يزدگردي هنگام مسافرت موقتي دستور داراب به آن بندر نوشته شده ، چنانكه گويد:
بيمن والد و فرمان دادار رسانيدم بختم اين نغز گفتار
مه شهريور و در روز خرداد سنه پنجاه و نه و الف كن ياد
ز شاه يزدگرد شهرياران مهين و بهترين تاجداران
فرضياتنامه و مناجات داراي 1613 بيت و چنانكه نامش نشان ميدهد شرح همهي فريضههايي است كه يك زرتشتي هنگام زادهشدن تا درگذشت بايد بهجاي آورد. همهي آيينها، عادتها، سنتهاي مذهبي و باورهاي زرتشتيان آن دوره و حتي امروز نيز باورهاي خانوادههاي محافظهكار كه ساكن نقاط دورافتاده ميباشند با دقت توضيح داده هرچند شعرهايش سست و سبك است ولي مينمايد كه گويندهي آن در پارسي و پهلوي و پازند دستي بهسزا داشته است. همچنين نوشتههاي آن از نقطهنظر مذهبي و اخلاقي بسيار عالي است و بارها خلاصهي دين و بخشي از فرضياتنامه و مناجات و خردهاوستا در يك كتاب تحرير و يا چاپ شده و اين دليلي است كه مردم آن زمان و بعدها نيز تاليفهاي دستور دانشمند را مقدس ميشمردهاند.
تاليفهاي دستور داراب برگرفته از كتابهاي پهلوي است و عينا آنها را به فارسي منظوم ترجمه كرده چنانكه خود گويد:
بخط پهلوي يك نسخهيي بود چه نسخه بلكه طرفه تحفهيي بود
در آن نسخه ز دين به حكايت بسي افزون بد از ديگر روايت
در جاي ديگر گويد:
همي در پهلوي ديدم تمامي بنظم آوردهام آن پند سامي
هر آنچه ديدهام بنوشتهام راست نيفزودم در آن و ني از آن كاست
تو اي داراببن پالن فريدون بگو از پهلوي كان هست اكنون
و نيز در جاي ديگر ميگويد كه همهي مندرجات كتابش شرح سنتهاي موجود است كه در برگهايي پراكنده بوده و او آنها را در يك جاي گرد آورده است :
هر آنچه ديدهام من در روايت در اين دفتر درآوردم حكايت
تمامي كيفيات فرض مردم پراكنده كه بد يكجا سپردم
بياوردم در اين دفتر تمامي شده آسان بدانايان نامي
فرضيات نامه با اين بيتها شروع شده و نوشتهي بالا را تاييد ميكند.
بنام پاك دادار هماوند كه جان و دل بنام اوست خرسند
رحيم و مهربان پا ناو خاور بموجودات هر يك اوست داور
هميخواهم كه اندر راه اين دين كنم آغاز فرضيات بهدين
كنم جمع اندر اين دفتر تمامي كه باشم نزد بهدينان گرامي
نصيحتها كه آدرباد دستور نموده بود از روي هش و نور
ورا در پهلوي ديدم نبشته همه كردم در اين دفتر سرشته
كه تا دستور و موبد پاك و بهدين بخوانند و بدانند اين ره دين
اين نظم از اوست كه در توحيد و ستايش وخشور ايران سروده است:
سر نامه بر نام داور كنم بدين نامه دادار ياور كنم
كه او هست بر بندگان راهنماي ازل تا ابد هست و باشد بجاي
اميدم بدادار پروردگار كه پنهان بود پيش او آشكار
كه توفيق بخشد جهان آفرين نويسم مر اين نسخه در راه دين
ستايش كنم بيمر و بيكران بروح زراتشت اسپنتمان
كه دين بهي شد از او آشكار بامر خداوند پروردگار
همه كجي و كاستي شد نهان بايام زرتشت پاكيزه جان
جهان شد سراسر چو خلد برين بيمن زراتشت با آفرين
دكتر جيوانجي جمشيد جي مدي دانشمند پارسي در سال 1924 ميلادي فرضياتنامه، خلاصه دين و دو مناجات دستور داراب را با ترجمهي انگليسي و يادداشتهاي لازمه به چاپ رسانيده است.
انجمن زرتشتيان هند در سال 1075 يزدگردي رتبهي دستوري را به دليل خدمتهاي ديني و اجتماعي به دستور داراب اعطا نمود.
دستور داراب در روز ديبدين و بهمنماه سال 1114 يا 1115 خورشيدي جهان را بدرود گفت. روحش شاد و يادش گرامي باد .
در پهلوي و پازند و پارسي و هندي و سانسكريت و نجوم و اصطرلاب استاد بود. نسبتش به دستور نريوسنگ معروف ميرسد كه اوستا را به سانسكريت ترجمه نمود.
دستور داراب در زير دست پدر خويش دستور پهالن، داراي محضر درس مذهبي و مرجع پرسشهاي خاص و عام به تحصيل علم و ادب پرداخت. دستور پهالن در دانش سرآمد همگان و از رمزهاي ديني مزديسنا و آيينهاي پيچيده آييني به خوبي آگاه بود. همهي موبدان در محضر درس او علوم ديني فراميگرفتند.
دستور داراب به سرپرستي چنين پدر و آموزگار مهربان تربيت يافت و در بين گروه مقام مهمي گرفت و به انجام خدمتهاي مذهبي كامروا شد. در شرح حال و ستايش استاد گويد:
كنون خواهم كه چندين نظم سازم دل و جان را از آن پر بزم سازم
به يمن همت استاد سامي بقوم موبدان مشهور و نامي
كه گان فضل و بحر علم باشد دل نقاد و گنج علم باشد
ز درياي محيط فضل او خلق بنوشيدند آب علم تا حلق
چه زند و فارسي چه پهلوي را نجوم و هم رمل هم هندوي را
ز پازند و ز تفسير اوستا هم از احكام چرخ و هم معما
جز اين علم دگر را اوستاد است در اين ايام داد علم داده است
بسي اعمال دين از وي روان شد بسي راز نهفته زو عيان شد
همه عمرش گذشته در يزشگاه يزش در روز و شب و نديد هر گاه
بهر شهري كه بهدينان مقيماند از او راز وه دين باز جويند
بسا كس از ردان شاگر اويند بسا موبد كه از وي راز جويند
وليالنعمتم دستور پالن بود پور فريدون بهين تن
مرا هم باب و هم استاد باشد بديدارم هميشه شاد باشد
بسياري از نوشتههاي خطي اوستا و پهلوي و كتابهاي ديني مزديسنا و غيره كه در كتابخانههاي هند و اروپا نگهداري ميشود به خط او نوشته شده . در يك نسخه به اسم “ديوان قاموس” شجرهي خود را چنين مينويسد:
“ دستورزاده داراب پور دستور پهالن پور فريدون پور هومجي پور موبد پور شاعر پور بهرام پور رستم” به قول دكتر مدي نقل از قول هيربد مانكجي رستم جي اونوالا يكي از گردآوران نامي نسخههاي خطي تقريبا سي نسخه خطي ونديداد به خط دستور داراب پهالن نوشته شده است.
ناگفته نماند همهي ونديدادهايي كه در نيايشگاهها خوانده ميشود خطي است. دستور داراب در يكي از ونديدادهاي خطي خويش كه در آتش بهرام نگهداري ميشود، به ناجي در بمبئي بالاي هر پر گردي (باب) يك بيت از اسم خويش را مينويسد.
در پايان ونديداد نامبرده تاريخ و اسم كاتب بدينشكل آمده :
ز شاه يزدگرد نيك اعمال هزار و شصت و سه بگذشته بد سال
نخستين روز بد از ماه خرداد كه شد ختم اين كتاب دين با داد
اگر جويند نام كاتب از من بود داراب بن دستور پهلن
ز نوك خامه گر رفتست سهوم بزرگان از كرم سازند عفوم
چو در دنياي فاني شد سرشتم براي يادگاري اين نبشتم
همچنين تاريخ منظوم فوق به زبانهاي پهلوي و خط پهلوي و پازند و به خط اوستايي و گجراتي نيز تاريخ و اسم نويسنده موجود است و حاكي است بر اينكه دستور داراب پهلوي را نيكو ميدانسته.
نوشتارهاي دستور داراب از اين قرار است :
خلاصه دين – فرضيات نامه – مناجات و معني زند اوستا ترجمه يسناي 9 و 10 به فارسي از روي ترجمه سانسكريت و پهلوي به خواهش برزو چندا بزرگ قصبه بهروچ در سال 1086 خورشيدي.
خلاصه دين داراي 754 بيت و در شهر سورت در سال 1059 يزدگردي هنگام مسافرت موقتي دستور داراب به آن بندر نوشته شده ، چنانكه گويد:
بيمن والد و فرمان دادار رسانيدم بختم اين نغز گفتار
مه شهريور و در روز خرداد سنه پنجاه و نه و الف كن ياد
ز شاه يزدگرد شهرياران مهين و بهترين تاجداران
فرضياتنامه و مناجات داراي 1613 بيت و چنانكه نامش نشان ميدهد شرح همهي فريضههايي است كه يك زرتشتي هنگام زادهشدن تا درگذشت بايد بهجاي آورد. همهي آيينها، عادتها، سنتهاي مذهبي و باورهاي زرتشتيان آن دوره و حتي امروز نيز باورهاي خانوادههاي محافظهكار كه ساكن نقاط دورافتاده ميباشند با دقت توضيح داده هرچند شعرهايش سست و سبك است ولي مينمايد كه گويندهي آن در پارسي و پهلوي و پازند دستي بهسزا داشته است. همچنين نوشتههاي آن از نقطهنظر مذهبي و اخلاقي بسيار عالي است و بارها خلاصهي دين و بخشي از فرضياتنامه و مناجات و خردهاوستا در يك كتاب تحرير و يا چاپ شده و اين دليلي است كه مردم آن زمان و بعدها نيز تاليفهاي دستور دانشمند را مقدس ميشمردهاند.
تاليفهاي دستور داراب برگرفته از كتابهاي پهلوي است و عينا آنها را به فارسي منظوم ترجمه كرده چنانكه خود گويد:
بخط پهلوي يك نسخهيي بود چه نسخه بلكه طرفه تحفهيي بود
در آن نسخه ز دين به حكايت بسي افزون بد از ديگر روايت
در جاي ديگر گويد:
همي در پهلوي ديدم تمامي بنظم آوردهام آن پند سامي
هر آنچه ديدهام بنوشتهام راست نيفزودم در آن و ني از آن كاست
تو اي داراببن پالن فريدون بگو از پهلوي كان هست اكنون
و نيز در جاي ديگر ميگويد كه همهي مندرجات كتابش شرح سنتهاي موجود است كه در برگهايي پراكنده بوده و او آنها را در يك جاي گرد آورده است :
هر آنچه ديدهام من در روايت در اين دفتر درآوردم حكايت
تمامي كيفيات فرض مردم پراكنده كه بد يكجا سپردم
بياوردم در اين دفتر تمامي شده آسان بدانايان نامي
فرضيات نامه با اين بيتها شروع شده و نوشتهي بالا را تاييد ميكند.
بنام پاك دادار هماوند كه جان و دل بنام اوست خرسند
رحيم و مهربان پا ناو خاور بموجودات هر يك اوست داور
هميخواهم كه اندر راه اين دين كنم آغاز فرضيات بهدين
كنم جمع اندر اين دفتر تمامي كه باشم نزد بهدينان گرامي
نصيحتها كه آدرباد دستور نموده بود از روي هش و نور
ورا در پهلوي ديدم نبشته همه كردم در اين دفتر سرشته
كه تا دستور و موبد پاك و بهدين بخوانند و بدانند اين ره دين
اين نظم از اوست كه در توحيد و ستايش وخشور ايران سروده است:
سر نامه بر نام داور كنم بدين نامه دادار ياور كنم
كه او هست بر بندگان راهنماي ازل تا ابد هست و باشد بجاي
اميدم بدادار پروردگار كه پنهان بود پيش او آشكار
كه توفيق بخشد جهان آفرين نويسم مر اين نسخه در راه دين
ستايش كنم بيمر و بيكران بروح زراتشت اسپنتمان
كه دين بهي شد از او آشكار بامر خداوند پروردگار
همه كجي و كاستي شد نهان بايام زرتشت پاكيزه جان
جهان شد سراسر چو خلد برين بيمن زراتشت با آفرين
دكتر جيوانجي جمشيد جي مدي دانشمند پارسي در سال 1924 ميلادي فرضياتنامه، خلاصه دين و دو مناجات دستور داراب را با ترجمهي انگليسي و يادداشتهاي لازمه به چاپ رسانيده است.
انجمن زرتشتيان هند در سال 1075 يزدگردي رتبهي دستوري را به دليل خدمتهاي ديني و اجتماعي به دستور داراب اعطا نمود.
دستور داراب در روز ديبدين و بهمنماه سال 1114 يا 1115 خورشيدي جهان را بدرود گفت. روحش شاد و يادش گرامي باد .
منبع : شهمردان,رشید,تاریخ زرتشتیان فرزانگان زرتشتی ,انتشارات فروهر-1363 صص481تا485
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 7:20 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|